تبلیغات
سخن ناب بزرگان،سخنان مردان بزرگ و موفق

سخن ناب بزرگان،سخنان مردان بزرگ و موفق
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ،امر به معروف و نهی از منکر

آنکه ترک میانه روی کرد سرگردان است. امام علی علیه السلام

 

آنچه که مایه ی نگرانی بیشتر مردم است نداشتن پول نیست،بلکه نداشتن طریقه خرج کردن آنست. دیل کارنگی

 

آنکه بیش از اندازه محتاط است بسیار کم کار انجام میدهد. شیللر

 

آهسته برو همیشه برو. مثل آمریکایی

 

از آهسته رفن مترس، از بی حرکت ایستادن بترس. مثل چینی

 

برتری همیشه منفور بوده است،و هنگامی که برتر از همه ای بیشتر منفوری. گراسیان

 

بیش از حد عاقل بودن کار عاقلانه ای نیست. ؟؟

 

نه طوطی باش که گفته دیگران را تکرار کنی، و نه بلبل باش که گفته ی خود را به هدر دهی. سعید نفیسی

 

نه چندان نرمی کن که بر تو دلیر شوند و نه چندان درشتی که از تو سیر گردند. سعدی

 

مرد بزرگ از سه چیز پرهیز می کند: شهوت در جوانی-ستیزه جوئی در ابتدای کهولت و جاه طلبی در پیری. کنفوسیوس

 

وقتی مورچه بال پیدا می کند سرش را از دست می دهد. ؟؟

 

حوادث و پیش آمدها، هر قدر هم مهم و بزرگ باشد، شخص خونسردی که توازن و اعتدال را از دست نمی دهد می تواند بر آنها چیره شود. دکتر مارون

 

انسان در هر کار باید بداند کجا باید ترمز کرد. مثل فرانسوی

 

پای خود را از زیاد رفتن به خانه ی همسایه ات باز دار،مبادا از تو سیر شده و از تو نفرت نماید. ؟؟

 

از فرط غرور«نه» نگو و از فرط ضعف«آری»مگو. مثل اسپانیولی

 

آنچه بارِ زندگی را بر دوش ما سنگین تر می سازد،عموما زیاده روی در خود زندگی است. روسو

 

در آشوب زمانه همچون بچه شتر باش؛ که نه پشتی دارد بنشینند و نه پستانی که بدوشند. امام علی علیه السلام




طبقه بندی: سخن بزرگان در مورد اعتدال،
برچسب ها: سخن بزرگان در مورد اعتدال، سخنان مردان بزرگ در مورد اعتدال، جملات بزرگان در مورد اعتدال داشتن،
[ شنبه 3 خرداد 1393 ] [ 03:22 ق.ظ ] [ سینا رحمتی ] [ نظرات ]

دانش اگر در ثریا هم باشد، مردانی از سرزمین پارس به آن دست خواهند یافت. حضرت محمد صلی الله علیه و آله

 

ایرانیان برای حفظ احترام یکدیگر هرگز در حضور هم آب دهان بر زمین نمی اندازند. هرودت

 

ایرانیان از کردارهای ناپسند هرگز سخن نمی گویند. هرودت

 

ایرانیان صفات نیک خود را با تمام ثروتِ شام و آشور برابر نمی کنند. ؟؟

 

ایرانیان در هر کاری میانه روی را اتخاذ می نمایند. گزنفون

 

ایرانیان اول ملتی بودند که با زرخریدان و بردگان خود چون فرزند رفتار می کردند. هرودت

 

ایرانیان در معابر و انزار مردم،هیچ ننوشند و هیچ نخورند. گزنفون

 

ایرانیان با کمال دقت و احتیاط از سخنان بیهوده و هرزه حذر می نمایند و از کردارهای ناپسندیده هرگز سخن به زبان نمی رانند. هرودت

 

ایرانیان در هرکس که صفات نیک می یافتند به دیده ی بزرگی و احترام به او می نگریستند هرچند که آن خوی در یکی از دشمنان آنان ظاهر میشد. هرودت

 

عرب حقیقتِ مقام و قدر منزلت امام علی را نشناخت، اما از میان همسایگان ایرانی نژادِ عرب، مردانی برخواستند که گوهر و سنگ ریزه را به خوبی از یکیگر باز شناختند. جبران خلیل جبران نویسنده مسیحی

 

ایرانیان همانطور که از مرض طاعون حذر می کنند از استعمال مسکرات نیز متنفرند. آمیان

 

ایرانی با اخلاق ترین ملل دنیاست و حُسن ظاهر دلیل است بر حُسن باطن. سقراط

 

ایرانیان بر نفس خویش تسلطی سخت دارند و همیشه می کوشند تا هر گونه بدی و زشتی را از خویش دور سازند. ؟؟

 

ایرانی بی باک فداکار و با تربیت است. سقراط

 

ایرانیان دارای وجدانی پاک و اخلاقی نیکو هستند. سقراط

 

ایرانیان به واسطه ی تعالیم عالی از هر نواقصی بری هستند. پلوتارک

 

ایرانیان در کارهای خود استعانت از خدا جویند و فتح و پیروزی از او خواهند و دعای خیر را مخصوص خود نکرده و همواره در هنگام عبادت سعادت و سلامت خود و دیگران را از خداوند آرزو می کنند. هرودت

 

ایرانیان بعضی صفات دارند که در هیچکدام از ملل قدیمی حتی رومی ها هم نبوده این صفات عبارتند از: ادب، شجاعتِ اخلاقی، جوانمردی، صفات مذکوره را ایرانی ها از ابتدای تاریخشان دارا بوده اند. کریستن سن

 

ایرانیان فوق العاده تسلط بر نفس دارند و همیشه سعی دارند هرگونه بدی و زشتی را از خود دور سازند. هرودت

 

ایرانیان خنده و شوخی و کارهای ناپسند را در مجالس، بسیار زننده و بد می دانند. هرودت

 

جوانان ایران از دروغ و ناشکری و حیله، فوق العاده متنفرند و هرگز پیمان شکنی و حق نشناسی از ایشان دیده نمی شود و این صفت آنان سبب شده است که یونانیان با یک نظر تعجب و احترامی به آنان بنگرند. گزنفون

 

خیلی بهتر بود که یونانیان مغلوب ایرانیان می شدند تا مغلوب رومیان. نیچه

 

پروردگار را لشکری است از اهل پارس،چون بر قومی غضب کند توسط پارسیان از آنها انتقام گیرد. حضرت محمد صلی الله علیه و اله

 

 این وبلاگ دارای مطالب فراونی است برای دیدن مطلب بیشتر به آرشیو کنار مراجعه کنید...




طبقه بندی: سخنان مردان بزرگ در مورد ایران و ایرانیان،
برچسب ها: سخنان مردان بزرگ در مورد ایران و ایرانیان، سخن بزرگان در مورد ایران، سخنان هرودت در مورد ایرانیان،
[ جمعه 1 فروردین 1393 ] [ 04:12 ق.ظ ] [ سینا رحمتی ] [ نظرات ]

اگر دوستیِ وطن نبود شهرها و ممالک،بد آب و هوا،خراب و بی سکینه می ماند. حضرت محمد صلی الله علیه و آله

 

تاریخ یک ملت مانند گلزاری است که مردان هنرمند و حساس گل های زیبای آن می باشند. گوستاولبون

 

ترقی حقیقی یک ملت در اضافه نمودن قوانین سابق نیست، بلکه در حذف مقدار زیادی از آنهاست. گوستاولبون

 

اگر می خواهی بدانی وطنت را تا چه حد دوست داری،مدتی خارج برو. ضرب المثل رومی

 

بزرگی و عظمت یک مملکت منوط به وسعت خاک آن نیست بلکه مربوط به اخلاق و روحیات اهالی آن است. کلبر

 

دهقان و دهکده اش قادر است جهانی را به زور آزمائی بخواند زیرا قانونی که بر دهقان حکومت می کند اینست که او برای دفاع از حیثیت و افتخار زادگاهش حتی مرگ را به آسانی تحمل خواهد نمود. گاندی

 

اگر در غربت،طلا ببارد و در وطن سنگ،بهتر است که در وطن بمانی. ضرب المثل آفریقایی

 

چقدر سخت است انسان بمیرد در حالی که به کشورش هیچ خدمتی نکرده. لینکلن

 

در نظر من هیچ شکلی زیباتر و جمیل تر از هیکل یک نفر وطن دوست نخواهد بود. پل دوم

 

در راه میهن اگر دوازده پسر داشتم و همه را یکسان دوست می داشتم و یازده پسر را در راه میهن کشته می دادم، خوش تر بودم تا یکی یکی در رختخواب بمیرند. شکسپیر

 

ملتی که به فداکاری و قربانی دادن نامحدود عادت کرده است می تواند به مدارج عالی ارتقاء یابد. گاندی

 

علاقه ای در دنیا شدید تر از عشق به وطن نیست. افلاطون

 

غالبا ملتی که در بلا و سختی باشد رو به بلندی است و ملتی که به ناز و نعمت رسیده باشد رو به پستی. حجازی

 

میهن ما برای ارواح پاک،چه سرزمین مقدسی است. ولتر

 

ملتی که حقوق یک ملت دیگر را غضب می کند هرگز خود، از نعمت آزادی بهره مند نیست. پوشینسکی

 

وطن دوستی حدّ اعلای دین و مذهب من است. گاندی

 

ترس عامل عمده ی اسارت ملتهاست. شیخ محمد خیابانی

 

ایرانی بی باک، فداکار و با تربیت است. سقراط

 

میهن دوستی اشعه مجلل و فروزانی است که در پیشانی جانبازان و بیگناهان می درخشد. پطروس رودیان

 

کسی اجازه ندارد خود را بکشد و اگر کشت به این طریق وجود خود را از میهن خود دزدیده است. مونتسیکو

 

کافی نیست که انسان برای وطنش خدمت انجام داده باشد بلکه هرگز از خدمتگزاری خودداری ننماید. پلوتارک

 

صمیمت و عواطف و احساسات شما نسبت به میهن خودتان باید مافوق همه ی احساسات و عواطف شما باشد. ؟؟

 

یک ملت ترسو،به زودی در چنگال هر مستبد ستمگر گرفتار می آید. شیخ محمد خیابانی

 

«کالبا» امپراطور روم هنگامی که گردن به زیر تیغ می داد رو به جلّاد کرد و گفت: بزن اگر برای خیر روم و ملت روم میزنی.

 

ای ایران! لا یموت، سرت را بلند دار و زنده و پاینده باش. شیخ محمد خیابانی

 

دوست داشتن وطن از ایمان است. امام علی علیه السلام


طبقه بندی: سخن بزرگان در مورد ملّت-میهن،
برچسب ها: سخنان بزرگان در مورد ملت و میهن، سخنان بزرگان در مورد عشق به وطن، سخن مردان بزرگ در مورد ملت میهن، جملات ناب از بردان بزرگ در مورد ملت، سخن بزرگان پیرامون وطن،
[ پنجشنبه 1 اسفند 1392 ] [ 04:22 ق.ظ ] [ سینا رحمتی ] [ نظرات ]

 

1. چرا حضرت علی (علیه السلام) در آن صحنه(خانه حضرت فاطمه زهرا) هیچ واكنشی از خود نشان نداد ؟

 

اولا:  امام علی (ع) در قدم نخست از خود واكنش نشان داد ؛ چنانچه آلوسی مفسر مشهور اهل سنت در این باره می‌نویسد :

عمر با غلاف شمشیر به پهلوی مبارک فاطمه و با تازیانه به بازوی حضرت زد . فاطمه ،  صدا زد : « یا ابتاه » علی (ع) ناگهان از جا برخاست وگریبان عمر را گرفت و بر زمین زد و بر بینی و گردنش کوبید.

تفسیر آلوسی :3/124

 

نقل این قضیه توسط آلوسی به هر نیتی كه باشد نشانگر این است كه واكنش علی علیه السلام  در منابع معتبر شیعه در قرن اول و دوم  شیعه  وجود داشته است .

ثانیاً: برفرض این كه واكنشی نشان نداده است  به همان دلیلی بوده كه پیامبر اسلام (ص)  در مكه مكرمه  در قبال شكنجه صحابه و حتی قتل سمیه مادر عمار یاسر واكنش نشان نداد.

 

2 . چرا بعد از شهادت همسر خود{ فاطمة الزهراء علیها السلام} ، انتقام او را نگرفت یا به فكر انتقام نبود ؟

 

اولاً: به همان دلیلی كه پیامبر اسلام (صلی الله و علیه و آله و سلم) از كسانی كه قصد ترور آن حضرت را داشتند  انتقام نگرفت. 

با این كه طبق نقل صحیح مسلم (ج 8 ص 123) «اثنى عشر منهم حرب لله ولرسوله فی الحیاة الدنیا ویوم یقوم الاشهاد»  دوازده نفر آنان محارب خدا و پیامبر در دنیا وآخرت بودند، پیامبر گرامی (ص) در پاسخ حذیفه و عمار كه تقاضای قتل تروریستها را كردند، فرمود: به صلاح نیست كه شایع كنند كه پیامبر اصحاب خود را  به جرم تروریست بودن می كشد. «أكره أن یتحدّث الناس أنّ محمداً یقتل أصحابه»                                                             تفسیر ابن كثیر ج 2 ص 323

 

ثانیاً : پیامبر اسلام بعد از فتح مكه ، از وحشی  قاتل حضرت حمزه ، انتقام نگرفت ، علی (ع)  نیز از سنت پیامبر اسلام (صلی الله و علیه و آله وسلم) پیروی كرد .

 

3 .  چرا با قاتلان دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله میانه خوبی داشت ؟

 

حضرت علی علیه السلام نه تنها با قاتلان فاطمه (سلام الله علیها) میانه خوبی نداشت ؛ بلكه  در صحیح‌ بخاری آمده كه  حضرت علی دوست نداشت چهره عمر را ببیند.

كَرَاهِیَةً لِمَحْضَرِ عُمَرَ .

و همچنین ابوبكر را استبدادگر می دانست : وَلَكِنَّكَ اسْتَبْدَدْتَ عَلَیْنَا بِالأَمْرِ

صحیح بخاری: 5/82 ، ح4240

 

 

4 . چرا همواره از عمر تعریف و تمجید می‌كرد ؟

 

اولاً : آن چه كه  به حضرت علی(علیه السلام) نسبت می دهند كه در در خطبه 228 نهج البلاغه از عمر تعریف كرده درست نیست و نامی از عمر در خطبه نیست ، بلكه صبحی صالح ، از علمای اهل سنت می‌گوید مراد یكی از اصحاب حضرت علی (علیه السلام) است .

نهج البلاغة ، صبحی صالح ، خطبه 228 ، ص 350

 

ثانیا: علی (علیه السلام) در خطبه سوم نهج البلاغه، عمر را مجموعه‏اى از خشونت، سختگیرى، اشتباه و پوزش طلبى می داند

و میگوید:

سوگند به خدا مردم در حكومت دومى، در ناراحتى و رنج مهمّى گرفتار آمده بودند، و دچار دو رویى‏ها و اعتراض‏ها شدند،و من در این مدت طولانى محنت‏زا، و عذاب آور، چاره‏اى جز شكیبایى نداشتم.

ثالثاً :  بنا به نقل صحیح مسلم نظر امام علی (علیه السلام) در باره ابوبكر و عمر این بود كه  آنان  دروغگو ، گناه‌كار ، حیله‌گر و خیانت‌كار بودند .

صحیح مسلم : ج 5 ص 52 ح 4468

 

5 . چرا حضرت علی حتی در ایام خلافت و حكومت خود هیچ‌گاه از شهادت همسر خود توسط عمر یادی نكرد ؟

اولاً: در خطبه 203  نهج البلاغه آمده كه علی (علیه السلام) به هنگام دفن حضرت زهرا  (سلام الله علیها) فرمود:

أَمَّا حُزْنِی فَسَرْمَدٌ وَ أَمَّا لَیْلِی فَمُسَهَّدٌ

از این پس اندوه من جاودانه، و شبهایم، شب زنده دارى است، تا آن روز كه نزد خدا  بروم .

 

ثانیاً:  امام علی علی (علیه السلام)در دوران حكومتش نزد سلیم بن قیس از شهادت حضرت زهرا یاد كرد و فرمود:

فاطمه (سلام الله علیها) از دنیا رفت در حالى كه اثر تازیانه در بازویش مانند بازوبند باقى مانده بود.

كتاب سلیم بن قیس ، ص674

 

ثالثاً:  ابن عباس می‌گوید:امام علی (علیه السلام) در جنگ صفین از  كتابى كه به املای پیامبر و به خط خودش بود برایم خواند كه  چگونه حضرت زهرا علیها السّلام شهید مى‏شود.

كتاب سلیم بن قیس الهلالی ، ص915

 

6. چرا حضرت علی (علیه السلام) سه تن از فرزندان خویش را به نام‌های ابوبكر ، عمر ، عثمان نامگذاری كرد ؟

 

اولاً : این نام‌ها آن زمان مرسوم بود،  ابن حجر عسقلانی در الإصابة نام 21 نفر از صحابه را می‌آورد كه اسم آن‌ها عمر و 26 نفر عثمان و سه نفر ابوبكر بوده است.

 

ثانیاً :  نام برخی از اصحاب ائمه (علیهم السلام) ، یزید بن حاتم ، یزید بن عبد الملك ، یزید بن عمر بن طلحه و ... . آیا آن‌ها به خاطر علاقه به یزید بن معاویه ، بود؟

 

ثالثاً : ابوبكر كه كنیه یكی از فرزندان  امام علی (علیه السلام) هست ، نام او محمد بوده.

التنبیه والاشراف ص 297، الارشاد ج 1 ص 354

 

و حضرت به خاطر علاقه خود به عثمان بن مظعون ، نام فرزندش را عثمان گذاشت.

مقاتل الطالبیین ، ص 55 و تقریب المعارف ، ص 294

 

و عمر بن الخطاب به دلیل  خشونت ذاتی كه داشته ، نام فرزند علی (علیه السلام) را همنام خود قرار داد

«وكان عمر بن الخطاب سمّى عمر بن علیّ بإسمه» .

أنساب الأشراف ج 1 ص 192، تهذیب التهذیب ج 7 ص 427.

 

هم چنین نام تعدادی از مسلمانان را نیز تغییر ‌داد.

اسدالغابة ج 3 ص 284، طبقات ج 6 ص 76 ، الاصابة ج 5 ص472

 

رابعاً : اگر نامگذاری نشانه روابط خوب هست ، چرا خلفاء هیچ کدام از فرزندان خود را  علی  وحسن و حسین (علیه السلام) نامگذاری نكردند.

 

7. راستی چرا حضرت علی دختر خود به نام ام كلثوم که از همان همسر شهیدش بدنیا آمده بود را به نكاح قاتل همسر خود درآورد ؟

 

اولا:  از برخی تواریخ استفاده می شود که ابوبکر(خلیفه اول) دختری به نام ام کلثوم داشت که عمر از وی خواستگاری کرد و از این رو به جهت تشابه اسمی و کینه ای که نسبت به حضرت علی علیه السلام داشته اند آن را به دختر امیرالمومنین نسبت داده اند.و عده ای هم مادر زید بن عمربن خطاب را ام کلثوم دختر جرول دانسته اند.لذا در اینجا هم به دلیل عنادی که داشتند آن را به دختر امام علی علیه السلام نسبت می دهند؛

 طبری می گوید:مادرِ زید  اصغر  و عبیدالله که در جنگ صفین همراه معاویه کشته شدند، ام کلثوم دختر جرول بوده است که اسلام بین او و عمر جدایی انداخت و همچنین اغلب مورخان موضوع ازدواج عمربن خطاب با ام کلثوم دختر جرول را در جاهلیت نقل کرده اند.

ابن قتیه در«المعارف ص 175» می گوید:عمر هنگام خواستگاری از ام کلثوم دختر ابوبکر ،وی را نزد عایشه برد و عایشه آن را قبول کرد،ولی ام کلثوم(دخترابوبکر ) از عمر کراهت داشت...

عمری موصلی در کتاب الروضة الفیحاءفی تواریخ النساء ص 303

 عمر رضا کحاله در کتاب اعلام النساء جلد 4 صفحه 250 این روایات را نقل کرده است.

 

ثانیاً: جالب اینکه علمای اهل سنت دیگر نوشته اند:

عمر بن خطاب قبل از ازدواج با ام كلثوم ، ساق پایش را لمس می‌كند و او را در بغل گرفت و بوسید. وام كلثوم از این كار زشت، عصبانی شد و به وی گفت: اگر تو خلیفه نبودی، دماغت را می شكستم، چشمت را كور می كردم

الاصابه، ابن حجر: 8/464 و سیر أعلام النبلاء، ذهبی:3/501. تاریخ بغداد، الخطیب البغدادی، ج 6، ص 180.

 

اگر این قضیه صحت داشته باشد، باید طرفداران خلیفه پاسخ دهند كه آیا درست است كه حاكم اسلامی كه باید حافظ ناموس ملت باشد، خود با ناموس مردم این چنین كند؟

سبط ابن جوزی از علمای اهل سنت می گوید:

وهذا قبیح والله، ثمّ بإجماع المسلمین لایجوز لمس الأجنبیّة فكیف ینسب عمر إلى هذا ؟

به خدا سوگند این كاری كه از عمر نقل می كنند، قبیح است دست زدن به دختر نامحرم حرام است ...

تذكرة خواص الأمة : 321

 

8 . چرا حضرت امام حسن و امام حسین (علیه السلام) مادام العمر از شهادت مادرشان توسط عمر یادی نكردند؟ در هیچ یك از منابع شیعه و سنی در این باره مطلبی وجود ندارد .

 

اولاً:امام حسن (علیه السلام) در مناظره‌ای كه با معاویة و دار ودسته وی داشت ، خطاب به مغیرة بن شعبة فرمود:

تو همان هستى كه فاطمه دخت گرامى رسول خدا (ص) را كتك زدى ؛ تا آنجا كه خون آلود شد و فرزندی كه در رحم داشت سقط كرد.

احتجاج طبرسی ، ج1، ص 278.

 

ثانیاً: امام حسین(علیه السلام) نقل می كند كه  امام علی (علیه السلام) در هنگام دفن فاطمه زهرا سلام الله علیها فرمود :

بر این مصیبت بزرگ همچون مادرى كه  فرزند از دست داده مى‏نالیدم . یا رسول الله ! در محضر خداوند دخترت مخفیانه به خاك سپرده شد، حقّش را به زور گرفتند ، و آشكارا از ارث خود محروم گشت، و حال آن كه هنوز از رحلت تو دیرى نپائیده و یاد تو فراموش نگشته است .

الكافی ج 1 ص 458 و الأمالی ، المفید - ص 282

 

ثالثاً: آیا در عصری كه عمر بن خطاب به بهانه جلوگیری از گریه بر میت تازه گذشته ، شبانه و بدون اجازه وارد خانه مردم می‌شود و زن‌ها را كتك زده و حجاب از سر آن‌ها بر می‌دارد ، می‌توان مجلس عزاداری برپا كرد؟

المصنف ، عبد الرزاق ج 3 ، ص 557

 

 9 . چرا مردم مدینه در قبال قتل دختر پیامبر ص سكوت كرده و هیچ اقدامی نكردند؟

 

اولاً: آیا عمل مردم مدینه ملاك حقانیت است یا عمل امیر المؤمنین (علیه السلام) ؟پیامبر اكرم  (صلی الله و علیه و آله وسلم) فقط در حق علی فرموده :

«علی مع الحق والحق مع علی»

علی با حق و حق با علی است .

 تاریخ بغداد:14/322 ومجمع الزوائد :7/237

 

ثانیاً: مگر مردم مدینه نبودند كه در برابر كشتن عثمان و تعرض به همسر او عكس العملی از خود نشان ندادند واجازه ندادند جنازه او را در قبرستان مسلمانان دفن كنند و مجبور شدند او را در قبرستان یهود دفن كنند تا  معاویه در زمان حكومتش قبرستان یهود را به قبرستان بقیع متصل ساحت.

تاریخ طبری ج 3 ص 468 و438

 

10. چرا شما تا چند سال پیش از جریان شهادت بی خبر و فراموش بودید و الآن بیادتان آمد؟ تقویم‌های پیش 1372

 

اولاً :  جوینی از علمای اهل سنت  و استاد مورد تأیید ذهبی  از رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم)  قضیه  غصب حق فاطمه زهرا و شكستن پهلوی آن حضرت  و سقط  محسن او  و شهید نمودن آن بزرگوار را نقل می كند.

فرائد السمطین ، ج2 ، ص34 و35

 

ثانیاً :  حضرت علی (ع) به هنگام دفن فاطمه (سلام الله علیها) فرمود:

وَ سَتُنْبِئُكَ ابْنَتُكَ بِتَظَافُرِ أُمَّتِكَ عَلَى هَضْمِهَا .

به زودى دخترت تو را آگاه خواهد ساخت كه امّت تو چگونه در ستمكارى بر او اجتماع كردند، از فاطمه علیها السّلام بپرس، و احوال اندوهناك ما را از او خبر گیر، كه هنوز روزگارى سپرى نشده، و یاد تو فراموش نگشته است.

نهج البلاغه خطبه 202.

 

ثالثاً: در بند 8 سخن امام حسن و حسین (علیه السلام) در باره شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) نقل شد.

 

رابعاً: كلینی از امام كاظم (علیه السلام) نقل می كند كه فرمود:

إِنَّ فَاطِمَةَ (علیها السلام ) صِدِّیقَةٌ شَهِیدَةٌ ...

فاطمه صدیقه و شهیده بود.

كافی ج1، ص 458 .

خامساً: در طول تاریخ همه ساله ایام فاطمیه،  شیعیان به مناسبت شهادت حضرت زهرا مراسم عزاداری اقامه می كردند و بعد از انقلاب هم  این مراسم در بیوت مراجع عظام و رهبری اقامه می شود.

 

سادساً:  امام خمینی (ره) روز 18 اسفند 1360 (13 جمادى الاول 1402.) فرمودند: من هم وفات و شهادت بانوى بزرگ اسلام را بر همه مسلمین و بر شما برادران عزیز ارتشى، سپاهى و بسیج و بر حضرت بقیة اللَّه- ارواحنافداء- تسلیت عرض مى‏كنم.

صحیفه امام/ 16/87

 

سابعاً: شهرستانی  از علمای اهل سنت می‌نویسد :

عمر در روز بیعت به شکم فاطمه ( علیها السلام) ضربه زد که منجر به سقط شدن نوزاد وی از شکمش شد . عمر ، فریاد می زد این خانه را با هر که در آن است به آتش بکشید ؛ و در خانه به جز علی و فاطمه و حسن و حسین کسی نبود » .

الملل والنحل ، شهرستانی ، ص83

 

سابعاً: ابن تیمیه حرانی ، قضیه هجوم به خانه فاطمه سلام الله علیها را قبول می‌كند ولی با توجه به عنادی كه دارد به فكر توجیه آن بر می آید.

منهاج السنة ، ج4 ، ص220 .

 




طبقه بندی: پاسخ به شبهات اهل سنت،
برچسب ها: پاسخ شیعه به سوالات اهل عامه، پاسخ به سوالات اهل سنت، پرسش و پاسخ سوالات در مورد وفات حضرت زهرا، پرسش در مورد حضرت ام کلثوم، سوال در مورد خانه حضرت زهرا، پاسخ به شبهات اهل سنت، پاسخ به شبهات شیعه،
[ چهارشنبه 4 دی 1392 ] [ 04:25 ق.ظ ] [ سینا رحمتی ] [ نظرات ]

از پر گوئی بپرهیز که لغزش فراوان بار آورد و آزردگی تولید کند. امام علی علیه السلام

 

از حرف ها و کارهای بیهوده بپرهیز، سکوت گاهی زینت انسان است. مهاویر

 

اگر خاموش باشی تا دیگران لبخندت آرند بهتر از این است که سخن گوئی و خاموشت کنند. سقراط

 

از مباحثه و مجادله ی غیر واجب و بدون هدف بپرهیزید. جان کایزل

 

اگر می خواهی عاقل شوی بنشین و گوش کن. ضرب المثل آقریقایی

 

آسایش آدمی در زندانی کردن زبان است. حضرت محمد صلی الله علیه و آله

 

ای پسر من! مراقب باش که به خاموشی عادت کنی، من از سکوت هیچگونه نادم نشدم اما بسیار وقت سخن گفتم و پشیمانی بردم. حضرت لقمان حکیم علیه السلام

 

جواب ندادن هم جوابی است. ضرب المثل دانمارکی

 

چون عقل زیاد شود کلام اندک شود. امام علی علیه السلام

 

در مجالس بیشتر سکوت اختیار کنید و زاید بر حاجت سخن نرانید تا از حسد و غضب دیگران آسوده بمانید. اسکولاب

 

زبان درنده ایست، اگر رها کنی گوینده و شنونده را بدرد. امام علی علیه السلام

 

دهان زشتگو را با خاموشی و وقار باید بست. لارشفوگوله

 

خاموشی در تو جامه وقار می پوشاند و تو را از اعتذار گفتار ناشایسته  دور می دارد.امام علی علیه السلام

 

داروی خشم خاموشی است. سقراط

 

زمانی فرا می رسد که سکوت بیش از همه ی گفته ها مقصود را می رساند. منتسیکو

 

زبان خردمند قلبش است و قلب احمق پشت زبانش. امام علی علیه السلام

 

زبان انسان ماری است که جثّه ی خودش را می گزد. گوگول

 

زبان را نگه دار از کلامی که تو را در آن چاره هست، خصوصا وقتی که شنونده قابل شنیدن سخن درست نبوده و با تو همراهی نکند. امام صادق علیه السلام

 

سعی کن درست صحبت کنی و گرنه عاقلانه این است که سکوت کنی. جرج هربرت

 

سکوت گاه هزاران معنی در بر دارد که از گفتن به دست نمی آید. منتسیکو

 

سکوت وقتی جایز است که نابینایی در کنار چاه نباشد. ؟؟

 

خموشی عبادتی است بی رنج، زینتی است بی پیرایه، هیبتی است بی سلطنت و قدرت و حصاری است بی دیوار و بی نیازیست از خلق و موجب راحت و سرپوش همه ی عیب هاست. لقمان حکیم علیه السلام

 

سکوت و خاموشی بهتر از آنست که انسان حقیقت را با عباراتی خشن و ناپسندیده بیان کند و یک ظرف طعام لذیذ را با چاشنی ِ بد مزه خراب و فاسد نماید. دوسالز

 

قفل بر زبان نهادن سخت ترین و مهمترین وظایف است. وینه

 

کسی که زبانش را نگه دارد یارانش افزون شود. امام علی علیه السلام

 

نادان را بهتر از خاموشی نیست و اگر این بدانستی نادان نبودی. سعدی

 

انسان کم سخن بهتر از پُرگویان  متظاهر، به سامان رسد. لائوتزه

 

اگر واقعا پی ببریم هر کلمه ای که از دهان ما خارج می شود به منزله ی سنگی است که در بنای دوستی و دشمنی به کار می رود آنوقت ما می توانیم سعی کنیم که سخن بیهوده و بی ارزش از دهانمان خارج نشود. دکترمارون

 

گفته های بیهوده را فروگذار و بیش از آنچه نیازمندی سخن مگو. حضرت محمد صلی الله علیه و آله

 

چیزی بگو که ارزش آن بیش از خاموشی باشد. ؟؟

 

از درخت سکوت میوه ی آرامش آویزان است. ضرب المثل عربی

 

اندیشه کردن از چه گویم به از پشیمانی خوردن که چرا گفتم. بوذر جمهر

 

کسی که گفتارش فراوان است ملامت زده است. امام علی علیه السلام

 

خاموشی بوستان تفکر و اندیشه است. امام علی علیه السلام

 

برای دیدن مطالب بیشتر به آرشیو کنار مراجعه کنید...




طبقه بندی: سخنان بزرگان در مورد سکوت،
برچسب ها: سخنان بزرگان در مورد سکوت، سخن بزرگان در مورد سکوت، جملات بزرگان در مورد سکوت، سخن ناب بزرگان در مورد سکوت،
[ سه شنبه 3 دی 1392 ] [ 04:16 ق.ظ ] [ سینا رحمتی ] [ نظرات ]

 

1. چرا حضرت علی (علیه السلام) در آن صحنه(خانه حضرت فاطمه زهرا) هیچ واكنشی از خود نشان نداد ؟

 


اولا:  امام علی (ع) در قدم نخست از خود واكنش نشان داد ؛ چنانچه آلوسی مفسر مشهور اهل سنت در این باره می‌نویسد :

عمر با غلاف شمشیر به پهلوی مبارک فاطمه و با تازیانه به بازوی حضرت زد . فاطمه ،  صدا زد : « یا ابتاه » علی (ع) ناگهان از جا برخاست وگریبان عمر را گرفت و بر زمین زد و بر بینی و گردنش کوبید.

تفسیر آلوسی :3/124

 

نقل این قضیه توسط آلوسی به هر نیتی كه باشد نشانگر این است كه واكنش علی علیه السلام  در منابع معتبر شیعه در قرن اول و دوم  شیعه  وجود داشته است .

ثانیاً: برفرض این كه واكنشی نشان نداده است  به همان دلیلی بوده كه پیامبر اسلام (ص)  در مكه مكرمه  در قبال شكنجه صحابه و حتی قتل سمیه مادر عمار یاسر واكنش نشان نداد.

 



2 . چرا بعد از شهادت همسر خود{ فاطمة الزهراء علیها السلام} ، انتقام او را نگرفت یا به فكر انتقام نبود ؟

 


اولاً: به همان دلیلی كه پیامبر اسلام (صلی الله و علیه و آله و سلم) از كسانی كه قصد ترور آن حضرت را داشتند  انتقام نگرفت. 

با این كه طبق نقل صحیح مسلم (ج 8 ص 123) «اثنى عشر منهم حرب لله ولرسوله فی الحیاة الدنیا ویوم یقوم الاشهاد»  دوازده نفر آنان محارب خدا و پیامبر در دنیا وآخرت بودند، پیامبر گرامی (ص) در پاسخ حذیفه و عمار كه تقاضای قتل تروریستها را كردند، فرمود: به صلاح نیست كه شایع كنند كه پیامبر اصحاب خود را  به جرم تروریست بودن می كشد. «أكره أن یتحدّث الناس أنّ محمداً یقتل أصحابه»                                                             تفسیر ابن كثیر ج 2 ص 323

 

ثانیاً : پیامبر اسلام بعد از فتح مكه ، از وحشی  قاتل حضرت حمزه ، انتقام نگرفت ، علی (ع)  نیز از سنت پیامبر اسلام (صلی الله و علیه و آله وسلم) پیروی كرد .

 


3 .  چرا با قاتلان دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله میانه خوبی داشت ؟

 

حضرت علی علیه السلام نه تنها با قاتلان فاطمه (سلام الله علیها) میانه خوبی نداشت ؛ بلكه  در صحیح‌ بخاری آمده كه  حضرت علی دوست نداشت چهره عمر را ببیند.

كَرَاهِیَةً لِمَحْضَرِ عُمَرَ .

و همچنین ابوبكر را استبدادگر می دانست : وَلَكِنَّكَ اسْتَبْدَدْتَ عَلَیْنَا بِالأَمْرِ

صحیح بخاری: 5/82 ، ح4240

 


 

4 . چرا همواره از عمر تعریف و تمجید می‌كرد ؟

 

اولاً : آن چه كه  به حضرت علی(علیه السلام) نسبت می دهند كه در در خطبه 228 نهج البلاغه از عمر تعریف كرده درست نیست و نامی از عمر در خطبه نیست ، بلكه صبحی صالح ، از علمای اهل سنت می‌گوید مراد یكی از اصحاب حضرت علی (علیه السلام) است .

نهج البلاغة ، صبحی صالح ، خطبه 228 ، ص 350

 

ثانیا: علی (علیه السلام) در خطبه سوم نهج البلاغه، عمر را مجموعه‏اى از خشونت، سختگیرى، اشتباه و پوزش طلبى می داند

و میگوید:

سوگند به خدا مردم در حكومت دومى، در ناراحتى و رنج مهمّى گرفتار آمده بودند، و دچار دو رویى‏ها و اعتراض‏ها شدند،و من در این مدت طولانى محنت‏زا، و عذاب آور، چاره‏اى جز شكیبایى نداشتم.



ثالثاً :  بنا به نقل صحیح مسلم نظر امام علی (علیه السلام) در باره ابوبكر و عمر این بود كه  آنان  دروغگو ، گناه‌كار ، حیله‌گر و خیانت‌كار بودند .

صحیح مسلم : ج 5 ص 52 ح 4468

 


5 . چرا حضرت علی حتی در ایام خلافت و حكومت خود هیچ‌گاه از شهادت همسر خود توسط عمر یادی نكرد ؟


اولاً: در خطبه 203  نهج البلاغه آمده كه علی (علیه السلام) به هنگام دفن حضرت زهرا  (سلام الله علیها) فرمود:

أَمَّا حُزْنِی فَسَرْمَدٌ وَ أَمَّا لَیْلِی فَمُسَهَّدٌ

از این پس اندوه من جاودانه، و شبهایم، شب زنده دارى است، تا آن روز كه نزد خدا  بروم .

 

ثانیاً:  امام علی علی (علیه السلام)در دوران حكومتش نزد سلیم بن قیس از شهادت حضرت زهرا یاد كرد و فرمود:

فاطمه (سلام الله علیها) از دنیا رفت در حالى كه اثر تازیانه در بازویش مانند بازوبند باقى مانده بود.

كتاب سلیم بن قیس ، ص674

 

ثالثاً:  ابن عباس می‌گوید:امام علی (علیه السلام) در جنگ صفین از  كتابى كه به املای پیامبر و به خط خودش بود برایم خواند كه  چگونه حضرت زهرا علیها السّلام شهید مى‏شود.

كتاب سلیم بن قیس الهلالی ، ص915

 



6. چرا حضرت علی (علیه السلام) سه تن از فرزندان خویش را به نام‌های ابوبكر ، عمر ، عثمان نامگذاری كرد ؟

 


اولاً : این نام‌ها آن زمان مرسوم بود،  ابن حجر عسقلانی در الإصابة نام 21 نفر از صحابه را می‌آورد كه اسم آن‌ها عمر و 26 نفر عثمان و سه نفر ابوبكر بوده است.

 

ثانیاً :  نام برخی از اصحاب ائمه (علیهم السلام) ، یزید بن حاتم ، یزید بن عبد الملك ، یزید بن عمر بن طلحه و ... . آیا آن‌ها به خاطر علاقه به یزید بن معاویه ، بود؟

 

ثالثاً : ابوبكر كه كنیه یكی از فرزندان  امام علی (علیه السلام) هست ، نام او محمد بوده.

التنبیه والاشراف ص 297، الارشاد ج 1 ص 354

 

و حضرت به خاطر علاقه خود به عثمان بن مظعون ، نام فرزندش را عثمان گذاشت.

مقاتل الطالبیین ، ص 55 و تقریب المعارف ، ص 294

 

و عمر بن الخطاب به دلیل  خشونت ذاتی كه داشته ، نام فرزند علی (علیه السلام) را همنام خود قرار داد

«وكان عمر بن الخطاب سمّى عمر بن علیّ بإسمه» .

أنساب الأشراف ج 1 ص 192، تهذیب التهذیب ج 7 ص 427.

 

هم چنین نام تعدادی از مسلمانان را نیز تغییر ‌داد.

اسدالغابة ج 3 ص 284، طبقات ج 6 ص 76 ، الاصابة ج 5 ص472

 

رابعاً : اگر نامگذاری نشانه روابط خوب هست ، چرا خلفاء هیچ کدام از فرزندان خود را  علی  وحسن و حسین (علیه السلام) نامگذاری نكردند.

 


7. راستی چرا حضرت علی دختر خود به نام ام كلثوم که از همان همسر شهیدش بدنیا آمده بود را به نكاح قاتل همسر خود درآورد ؟

 


اولا:  از برخی تواریخ استفاده می شود که ابوبکر(خلیفه اول) دختری به نام ام کلثوم داشت که عمر از وی خواستگاری کرد و از این رو به جهت تشابه اسمی و کینه ای که نسبت به حضرت علی علیه السلام داشته اند آن را به دختر امیرالمومنین نسبت داده اند.و عده ای هم مادر زید بن عمربن خطاب را ام کلثوم دختر جرول دانسته اند.لذا در اینجا هم به دلیل عنادی که داشتند آن را به دختر امام علی علیه السلام نسبت می دهند؛

 طبری می گوید:مادرِ زید  اصغر  و عبیدالله که در جنگ صفین همراه معاویه کشته شدند، ام کلثوم دختر جرول بوده است که اسلام بین او و عمر جدایی انداخت و همچنین اغلب مورخان موضوع ازدواج عمربن خطاب با ام کلثوم دختر جرول را در جاهلیت نقل کرده اند.

ابن قتیه در«المعارف ص 175» می گوید:عمر هنگام خواستگاری از ام کلثوم دختر ابوبکر ،وی را نزد عایشه برد و عایشه آن را قبول کرد،ولی ام کلثوم(دخترابوبکر ) از عمر کراهت داشت...

عمری موصلی در کتاب الروضة الفیحاءفی تواریخ النساء ص 303

 عمر رضا کحاله در کتاب اعلام النساء جلد 4 صفحه 250 این روایات را نقل کرده است.

 

ثانیاً: جالب اینکه علمای اهل سنت دیگر نوشته اند:

عمر بن خطاب قبل از ازدواج با ام كلثوم ، ساق پایش را لمس می‌كند و او را در بغل گرفت و بوسید. وام كلثوم از این كار زشت، عصبانی شد و به وی گفت: اگر تو خلیفه نبودی، دماغت را می شكستم، چشمت را كور می كردم

الاصابه، ابن حجر: 8/464 و سیر أعلام النبلاء، ذهبی:3/501. تاریخ بغداد، الخطیب البغدادی، ج 6، ص 180.

 

اگر این قضیه صحت داشته باشد، باید طرفداران خلیفه پاسخ دهند كه آیا درست است كه حاكم اسلامی كه باید حافظ ناموس ملت باشد، خود با ناموس مردم این چنین كند؟

سبط ابن جوزی از علمای اهل سنت می گوید:

وهذا قبیح والله، ثمّ بإجماع المسلمین لایجوز لمس الأجنبیّة فكیف ینسب عمر إلى هذا ؟

به خدا سوگند این كاری كه از عمر نقل می كنند، قبیح است دست زدن به دختر نامحرم حرام است ...

تذكرة خواص الأمة : 321

 


8 . چرا حضرت امام حسن و امام حسین (علیه السلام) مادام العمر از شهادت مادرشان توسط عمر یادی نكردند؟ در هیچ یك از منابع شیعه و سنی در این باره مطلبی وجود ندارد .

 


اولاً:امام حسن (علیه السلام) در مناظره‌ای كه با معاویة و دار ودسته وی داشت ، خطاب به مغیرة بن شعبة فرمود:

تو همان هستى كه فاطمه دخت گرامى رسول خدا (ص) را كتك زدى ؛ تا آنجا كه خون آلود شد و فرزندی كه در رحم داشت سقط كرد.

احتجاج طبرسی ، ج1، ص 278.

 

ثانیاً: امام حسین(علیه السلام) نقل می كند كه  امام علی (علیه السلام) در هنگام دفن فاطمه زهرا سلام الله علیها فرمود :

بر این مصیبت بزرگ همچون مادرى كه  فرزند از دست داده مى‏نالیدم . یا رسول الله ! در محضر خداوند دخترت مخفیانه به خاك سپرده شد، حقّش را به زور گرفتند ، و آشكارا از ارث خود محروم گشت، و حال آن كه هنوز از رحلت تو دیرى نپائیده و یاد تو فراموش نگشته است .

الكافی ج 1 ص 458 و الأمالی ، المفید - ص 282

 

ثالثاً: آیا در عصری كه عمر بن خطاب به بهانه جلوگیری از گریه بر میت تازه گذشته ، شبانه و بدون اجازه وارد خانه مردم می‌شود و زن‌ها را كتك زده و حجاب از سر آن‌ها بر می‌دارد ، می‌توان مجلس عزاداری برپا كرد؟

المصنف ، عبد الرزاق ج 3 ، ص 557

 

 9 . چرا مردم مدینه در قبال قتل دختر پیامبر ص سكوت كرده و هیچ اقدامی نكردند؟

 

اولاً: آیا عمل مردم مدینه ملاك حقانیت است یا عمل امیر المؤمنین (علیه السلام) ؟پیامبر اكرم  (صلی الله و علیه و آله وسلم) فقط در حق علی فرموده :

«علی مع الحق والحق مع علی»

علی با حق و حق با علی است .

 تاریخ بغداد:14/322 ومجمع الزوائد :7/237

 

ثانیاً: مگر مردم مدینه نبودند كه در برابر كشتن عثمان و تعرض به همسر او عكس العملی از خود نشان ندادند واجازه ندادند جنازه او را در قبرستان مسلمانان دفن كنند و مجبور شدند او را در قبرستان یهود دفن كنند تا  معاویه در زمان حكومتش قبرستان یهود را به قبرستان بقیع متصل ساحت.

تاریخ طبری ج 3 ص 468 و438

 

10. چرا شما تا چند سال پیش از جریان شهادت بی خبر و فراموش بودید و الآن بیادتان آمد؟ تقویم‌های پیش 1372

 

اولاً :  جوینی از علمای اهل سنت  و استاد مورد تأیید ذهبی  از رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم)  قضیه  غصب حق فاطمه زهرا و شكستن پهلوی آن حضرت  و سقط  محسن او  و شهید نمودن آن بزرگوار را نقل می كند.

فرائد السمطین ، ج2 ، ص34 و35

 

ثانیاً :  حضرت علی (ع) به هنگام دفن فاطمه (سلام الله علیها) فرمود:

وَ سَتُنْبِئُكَ ابْنَتُكَ بِتَظَافُرِ أُمَّتِكَ عَلَى هَضْمِهَا .

به زودى دخترت تو را آگاه خواهد ساخت كه امّت تو چگونه در ستمكارى بر او اجتماع كردند، از فاطمه علیها السّلام بپرس، و احوال اندوهناك ما را از او خبر گیر، كه هنوز روزگارى سپرى نشده، و یاد تو فراموش نگشته است.

نهج البلاغه خطبه 202.

 

ثالثاً: در بند 8 سخن امام حسن و حسین (علیه السلام) در باره شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) نقل شد.

 

رابعاً: كلینی از امام كاظم (علیه السلام) نقل می كند كه فرمود:

إِنَّ فَاطِمَةَ (علیها السلام ) صِدِّیقَةٌ شَهِیدَةٌ ...

فاطمه صدیقه و شهیده بود.

كافی ج1، ص 458 .

خامساً: در طول تاریخ همه ساله ایام فاطمیه،  شیعیان به مناسبت شهادت حضرت زهرا مراسم عزاداری اقامه می كردند و بعد از انقلاب هم  این مراسم در بیوت مراجع عظام و رهبری اقامه می شود.

 

سادساً:  امام خمینی (ره) روز 18 اسفند 1360 (13 جمادى الاول 1402.) فرمودند: من هم وفات و شهادت بانوى بزرگ اسلام را بر همه مسلمین و بر شما برادران عزیز ارتشى، سپاهى و بسیج و بر حضرت بقیة اللَّه- ارواحنافداء- تسلیت عرض مى‏كنم.

صحیفه امام/ 16/87

 

سابعاً: شهرستانی  از علمای اهل سنت می‌نویسد :

عمر در روز بیعت به شکم فاطمه ( علیها السلام) ضربه زد که منجر کهبه سقط شدن نوزاد وی از شکمش شد . عمر ، فریاد می زد این خانه را با هر که در آن است به آتش بکشید ؛ و در خانه به جز علی و فاطمه و حسن و حسین کسی نبود » .

الملل والنحل ، شهرستانی ، ص83

 

سابعاً: ابن تیمیه حرانی ، قضیه هجوم به خانه فاطمه سلام الله علیها را قبول می‌كند ولی با توجه به عنادی كه دارد به فكر توجیه آن بر می آید.

منهاج السنة ، ج4 ، ص220 .

 




طبقه بندی: پاسخ به شبهات اهل سنت،
برچسب ها: پاسخ شیعه به سوالات اهل عامه، پاسخ شیعه به سوالات اهل سنت، شبهات شیعه، چرا حضرت زهرا شبانه دفن شد، چرا ام کلثوم با عمر ازدواج کرد،
[ سه شنبه 19 آذر 1392 ] [ 01:56 ب.ظ ] [ سینا رحمتی ] [ نظرات ]

 

بد حال ترین مردم کسی است که به کسی اطمینان نکند از جهت سوءظن مفرطی که دارد و کسی هم به او اعتماد ننماید از خوی بد گمانی او. امام علی علیه السلام

 

آدم بدبین همچون مبتلایان تریاک ، مرض خود را به هزار دلیل به دیگران میدهد. حجازی

 

به حال کسی افسوس می خوریم که از این سر کشور تا آن سر سفر می کند و بگوید همه جا برهنه و تهی است وچنین است جهان برای کسی که نخواهد میوه هایی را که به او تقدیم میکنند بچیند. استرن

 

آنکه خیال می کند شاید فردا گرفتار شود از آنکه الان گرفتار است بیشتر رنج می برد. حجازی

 

آینده را از دریچه ی ترس و وحشت نگاه نکنید. ای اج هاریمن

 

اگر چشم تو فاسد شد تمام جسدت تاریک می شود. ؟؟

 

بد گمانی و بدبینی پرده ایست میان ما و دیگران حایل می شود و هیچوقت نمی گذارد رشته ی دوستیِ خود را با آنها محکم ساخته و از نعمت وفا و محبت بهرمند شویم. لردا ویبوری

 

بدگمان کسی است که خیال می کند تمام مردم دنیا به بدیِ او هستند. باب بارکر

 

بدبینی نشانه ی ناتوانی است زیرا کسی که شایستگی تسلط بر زندگی را ندارد، احساس بدبینی می کند. هاریو

 

پای عادت بد را بشکن. ضرب المثل اسپانیولی

 

بکوش که نسبت به مردم بدبین نشوی، زیرا که صاحب سوءظن را جز زحمت ابدی و کسالت روحی بهره ای نباشد. سقراط

 

اشتباه این است که خیال می کنیم ما را برای خوشگذرانی به این دنیا فرستاده اند، اگر این اشتباه را از سَر به دَر کنیم در برابر هر ناملایمتی می سازیم. محمد حجازی

 

در دنیا دو نوع کور وجود دارد؛ یکی آنکه نابیناست، دیگری مردی که شهوت جلوی چشمش را بگیرد. ضرب المثل چینی

 

وقتی از کسی پرهیز می کنید و نسبت به او بدبین می شوید او را در ردیف دشمنان خود میشمارید، عجبی نیست اگر دشمن حقیقی شما میشود زیرا همین رفتار کافی است که تخم کینه را در قلب او برویاند. ؟؟

 

وقتی که شما به بدبینی عادت کنید،بدبینی به اندازه خوش بینی مطلوب و دوست داشتنی است. آرنالد بنت

 

وجود خدا را از چشم دیگران تماشا کنید و ببینید چه صورتی دارید،آیا گلی هستید و نور آفتابی یا خاری و طوفانی و یا ظلمت وحشت زائی؟ . محمد حجازی

 

کوه های عظیم پر از چشمه اند و قلب های بزرگ پر از اشک! . ژزف رو

 

کلیه ی مشکلات برای کسی که آنها را آسان می شمارد سهل است. شانینگ

 

ساعاتی که در انتظار خوشبختی هستیم لذت بخش تر از دقایقی است که به لذت خوشبختی رسیده ایم. الیوید کلداسمیت

 

خوشبختی و بدبختی را باهم ریخته اند، ما نباید انتظار داشته باشیم که در جام ما جز جُرعه ی نیکبختی چیزی نباشد، خوشبختی و بدبختی مانند سایه و آفتاب یکی پس از دیگری فرا می رسد، بدون تردید برای تکمیل خوشبختی وجود بدبختی هم لازم است، اگر تاریکی نباشد اهمیت روشنی معلوم نمی شود. لرد آویبوری

 

کسی که سوءظن شدید دارد از لذت حیات محروم و بی بهره است.  امام علی علیه السلام




طبقه بندی: سخن بزرگان در مورد خوش بینی و بدبینی،
برچسب ها: سخنان بزرگان در مورد خوش بینی و بدبینی، سخن بزرگان در مورد خوش بینی، جملاتی در مورد خوش بینی، سخنانی در مورد بدبینی و خوش بینی، سخنان بزرگان در مورد بربینی،
[ جمعه 1 آذر 1392 ] [ 04:20 ق.ظ ] [ سینا رحمتی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 7 :: 1 2 3 4 5 6 7

درباره وبلاگ

اندرو متیوس میگه :
همانطور که برخی دانه های گندم کشاورزان را باد با خود می برد
برخی دوستان شما را باید باد ببرد و این طبیعت زندگی است.
از این واقعیت ناراحت نشویم. حتما افرادی بهتر پیدا می شوند که بهتر با شرایط زندگی ما کنار می آیند و
ما را بهتر درک می کنند.وقتی ما تغییر می کنیم، افراد درگیر در زندگی ما (دوستان و آشنایان) نیز تغییر می کنند.
=========
کپی برداریاز این وب تنها با ذکر منبع و ذکر یک صلوات
مجاز می باشد
=========
وبلاگ صد پند
نویسندگان
لینک های مفید
نظر سنجی
اندازه نوشته های این وبلاگ چطور است؟





لینک های مفید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :